دیپلماسی با صدای بلند (جلد چهارم)
دیپلماسی با صدای بلند (جلد چهارم)
برشی از کتاب: بعد از سالهای 1975-1974، فکر میکنم هر آمریکایی که فکر میکرد چیز قابل فروشی دارد به ایران میرفت. یادم است که سفیر مایر هم رفت. یادم نیست به چه منظوری و مجبور شده بود یک شب روی میز بیلیارد یک هتل بخوابد. اتاق خالی در هتل نبود. آمریکایی، فرانسوی، بریتانیایی، هر کسی که فکر میکرد یک ایدۀ خوب دارد به آنجا رفت. یادم است تعدادی از وحشیترین افراد وارد دفترم شدند تا اطلاعات لازم را در مورد ایران بگیرند و سعی کردند به شاه یا بعضی از بخشهای دولت بفهمانند که چقدر مشاورۀ آنها در یک بخش خاص مهم است و در ازای آن پولی دریافت کنند.
اطلاعات بیشتر
در سالهای نخست پس از انقلاب، بسیاری از اسناد و مـدارک دست اول مربوط به این دوره معدوم گردید و شماری بسیار از کسانی که نقشی عمده در شکل گرفتن رویدادهای عمدۀ معاصر ایران داشتند پیش از آنکه فرصت نگارش یا ضبط خاطرات خود را به دست آورند از میان رفتند. بدین ترتیب آگاهیها و دادههای دست اولی که میتوانست به روشنتر شدن دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران کمکی شایان کند، از دسترس خارج شد. از این رو به منظور بازنگری تاریخ معاصر ایران و تهیۀ منابع دست اول، با همکاری بنیاد مطالعات ایران – یک نهاد پژوهشی غیرانتفاعی، وابسته به اشرف پهلوی در شهر واشنگتن – و دفتر پژوهشهای تاریخ شفاهی دانشگاه کلمبیا، برنامۀ تاریخ شفاهی این بنیاد اجرا و تدوین شد. این برنامه شامل مصاحبههای شفاهی با کسانی بود که یا به نوعی در عرصۀ تصمیمگیری، اجرای سیاستها و تحقق اهداف عمومی در تاریخ معاصر ایران نقشی ایفا کردهاند، یا گواه مستقیم رویدادهای کلیدی این دوران بودهاند.